سلام خوبید

دیشب کلی با داداشم دعوا کردم فوضول خودش لپ تاپ داره ها ولی چون

اینرنت اون قطعه همش سر

لپ تاب منه منم که شب ساعت ۹ رفتم مسابقه الان ۴ شبه میرم مسابقه

اونم بدون اجازه میره حالا

یک مارموزی هست که مخ کامپیوتره امسال فکر کنم لیسانس میگیره الان

هم ترافیکم رو به اتمامه من و

داداشم خیلی با هم رو راستیم هر چی داریم به هم می گیم چون داداشم

رو می شناسم ها اون ادمه

راز داریه سرش بره حرف نمی زنه بر عکس من هه هه هه شوخی کردم 

داداشم بود که برام وبلاگ

درست کرد من که اون موقع بچه بودم از کجا وبلاگ درست کردن بلد بودم

خوب از داداشم بگم البته از

خوصوصیاتش داداشم امسال ۲۳-۲۴ سالش میشه باورتون میشه نمی دونم

چند سالشه خاک تو سرم

باید ازش بپورسم داداشم مجرده از این ازدواج کنه ناراحتم ولی بچه ی

خجالتیه هیچ کی تو دلش نیست

کلش پوکه میگه باید دکترا مو بگیرم بعد اگه خواستم ازدواج کنم همش

همینو می گه ولی من مطمئنم

زود تر زن می گیره و من تنها میشم از بابام قول گرفتم که اگه بورسیه ام

برای رفتن به خارج جور شد

بزاره برم چون درسم هم بگی نگی خوبه خیلی دلم می خواد سفر خارجه

برم ولی داداشه خرم دلش

نمی خوادبره خارج پیشنهاد های زیادی داشته ها ولی قبول نکرده هرکی

داداشی ابجی با اخلاق

داداشم داره به من بگه چون با هم هم دردیم  راستی اسم

داداشم .................. هر کی می خواد

بدونه بره تو نظرام بهم بگه

 

                                                               خداحافظ